زبان و ادبیات فارسی دیدگاه ها و رویکردها

علمی، ادبی، انتقادی
زبان و ادبیات فارسی دیدگاه ها و رویکردها

جایی برای آشنایی با مباحث علمی ادبیات فارسی و طرح دغدغه ها و دیدگاه های اصلاحی در این زمینه، برای تمامی اهل علم و اندیشه
به تمامی دوستانی که برای مطالعه، همکاری و راهنمایی می آیند، درود می فرستیم

پیوندهای روزانه
۲۷
مرداد ۹۴



میراث مکتوب - سعید شفیعیون عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان و از جمله کسانی است که در حوزة ادب صفوی و تاریخ ادبیات و بلاغت و فنون ادبی پژوهش می‌کند. وی در گفت و گو با مرکز پژوهشی میراث مکتوب معتقد است ایرانیان نه تنها در برخی از این علوم مثل عروض و صرف و نحو بنیان ‌ساز بوده ‌اند، بلکه در دانش ‌های بلاغت و فرهنگ ‌نویسی بهترین و پیشرفته‌ ترین آثار را به مدت چندین قرن به جهان اسلام عرضه کرده ‌اند.

در خصوص علوم ادبی صحبت بفرمایید. این ‌که آیا علوم ادبی، چه تاریخ ادبیات و چه عروض و بدیع و بلاغت، در تاریخ فراز و نشیب داشته است؟
چنان ‌که می‌ دانیم از آن‌ جا که ادبیات خاستگاه زبانی دارد، می ‌توان دامنة دانش‌ هایش را موسعاً از زبان تا ادبیاتِ محض مفروض داشت؛ یعنی از فرهنگ نویسی و دستور زبان تا بلاغت و عروض و قافیه را می ‌توان علوم ادبی دانست. در این میان برخی مانند سبک ‌شناسی و نقد ادبی و تاریخ ادبیات در ادب قدیم فارسی تا حد زیادی پراکنده و بی ‌شکل بوده ‌اند و عمدة آنچه امروز از آن ‌ها می ‌شناسیم، وامدار جهان جدید و کوشش‌ های علمای فرنگی است؛ اما در دانش ‌هایی مثل بلاغت و فرهنگ‌ نویسی صاحب شیوه بوده ‌ایم و البته من در اینجا علوم ادبی را در ظرف تمدن اسلامی مورد نظر دارم؛ یعنی ادب عربی و به تبع آن ادب فارسی که در این ابواب به ظاهر دنباله ‌رو آن است. منظورم از به ظاهر این است که بسیاری از ادبای مهم ادب عربی ایرانی بوده ‌اند و بنگاه نظریشان نیز بنا به قول متخصصان تا حد قابل قبولی از ادبیات پیش از اسلام (اعم از ایرانی و هندی و یونانی و...) است.
نکته این است که علوم ادبی را یک کاسه نمی‌ توان داوری کرد. به طور مثال نقاط اوج و حضیض اغلبشان با یکدیگر هم‌ پوشانی ندارد. برای نمونه در ادب فارسی، اوج و رواج تذکره‌ نویسی و نقد ادبی و فرهنگ ‌نویسی بسیار دیرتر از عروض و قافیه و بلاغت بوده است. افزون بر این‌، پاره‌ای از این علوم مثل معانی و بیان در ادب فارسی بسیار با ادب عربی مزج یافته است و ما برای داوری آن ناچاریم که به قیاس با این علوم در ادب عربی بپردازیم و آن‌ها را با استانداردها و آثار اصیل آن ادب بسنجیم.
به طور کل می ‌توان گفت علوم ادبی در طی تاریخش تا به امروز هم شاهد پیشرفت و هم واماندگی و حتی قهقرا بوده است. با این‌حال همیشه کوشش‌ های اصیل و درخوری وجود داشته است تا بیرق این علوم را حتی ‌المقدور در برابر طوفان‌ ها حفظ و حراست کند. امروز برخی بزرگان مانند استاد شفیعی کدکنی با استفاده از نظرگاه‌ های جدید توانسته ‌اند به تعدادی از آن ها رنگ و رونقی دیگر ببخشند و این کوشش ‌ها بحمداللّه هم‌ چنان ادامه دارد.
به نظر شما علل ضعف و افول و یا قوّت تمدن ایرانی چه بوده است؟

نخست آن‌ که:
دشمن طاووس آمد پر او/ ای بسا شه را بکشته فرّ او
در واقع از آن روز که فریدون ایران، بهترین قسم از متملکاتش را به بهترین پسرش ایرج داد، به قول عوام مکافات ما شروع شد. به عبارتی سرگذشت ایران و ایرانی مانند کسی است که در گذرگاه حوادث خانه بنا کرده است. لابد آنان را که با ماسه در کنار دریا هنرنمایی‌ های شگرف می ‌کنند، دیده ‌اید. بی‌ شباهت به سرگذشت ما نیست. غز و مغول و تیمور و استعمار تنها نمونه‌ های خارجی اندک و قابل ذکرند. با این همه شگفتی کار در سازة اعجاز‌آمیز تمدن و عنصر ایرانی است که از شیشه نازکتر و از سنگ سخت‌تر است.
دو دیگر آن‌ که:
جز شلختگی و حواس‌ پرتی نسبت به میراث، روحیۀ احساساتی و کلیشه‌ ای سیاه و سپید‌بینی و حذف ‌گرای ما ایرانیان موجب شده که ما مرتباً نسبت به داشته ‌ها مان بی ‌توجه و یا مغرض باشیم. گاهی بلاهایی که خود بر سر چیز‌های مهمی مثل تمدنمان در مقام‌ اندیشه و گفتار و حتی در عمل آورده ‌ایم، مخرّب تر از ظلم دیگران در حقمان بوده است. در همین تاریخ ادبیات و موسیقی و فرهنگ ببینید چه قدر نگاه حذفی حاکم بوده است، حذفی که منجر به آسیب‌ دیدگی حافظة تاریخی ‌مان شده است؛ چنان که ایرانی سهم عمده ‌ای از وقت خود را در آزمون ناموفق آموخته‌ های پیشین و مواجهۀ ذوقی و خود باخته با مظاهر جدید غیر بومی گذاشته است.
این در حالی است که سایر ملل متمدن فی‌ المثل از یک تار مو برای شناخت و معرفی و نگهبانی از کلیت تمدن خویش غفلت نمی‌ کنند و «مستی و می ‌پرستی من همچنان هنوز». وارونة ما آن اقوامی هستند که به دنبال ساخت آثار باستانی و جعل سند و کبر سن گرفتن برای تمدن و تاریخشان و مصادره کردن مرده و زنده بزرگان ملل دیگر و ارایۀ تابعیت مزوّرانه بدیشانند.
فکر می کنید ادیبان ایرانی تا چه میزان بر گسترش علوم ادبی اسلامی چون بلاغت و بدیع و عروض تأثیرگذار بوده اند؟

آن‌ چه مشهور و آشکار است این است که ایرانیان نه تنها در برخی از این علوم مثل عروض و صرف و نحو بنیان ‌ساز بوده ‌اند، بلکه در دانش ‌های بلاغت و فرهنگ ‌نویسی بهترین و پیشرفته‌ ترین آثار را به مدت چندین قرن به جهان اسلام عرضه کرده ‌اند. امثال خلیل بن احمد فراهیدی و سیبویه و صاحب بن عباد و زمخشری و جرجانی و بسیاری دیگر. شاید اگر خلافت عباسی نابود نمی‌ شد و زبان عربی همچنان زبان قدرت می‌ بود، ایرانیان باز هم پیشتاز این علوم در میان تمام مسلمانان می بودند. تأسف ‌انگیز آن است که سطح این علوم در ادب فارسی به اندازة ادب عرب نبود؛ زیرا به نظر می ‌رسد پیوند زبان و فرهنگ با نهادهای قدرت سیاسی و اقتصادی بسیار تعیین کننده و وثیق باشد. شاید از همین روست که در دورة تیموریان هند به یک‌ مرتبه شاهد اوج‌ گیری این علوم در ادب پارسی نسبت به ادوار پیشین هستیم. امثال سراج ‌الدین، علی‌ خان آرزو و آزاد بلگرامی در این باب زبانزد هستند و چه بسا با کاوش بیشتر در آثار این دوره، هم ‌سطح ایشان کم نباشند.
به نظر شما نسل امروز از دستاوردهای ادبی گذشتگان به خوبی آگاهی دارند؟

به هیچ ‌وجه. و عمق فاجعه آن‌ که این ناآشنایی تا سطوح به اصطلاح دانشگاهی هم مشاهده می ‌شود. البته این یک تراژدی است و نمی ‌توان صرفاً به دنبال گناهکار خاصی در آن گشت؛ زیرا اقتضائات جهان جدید گاهی به کلی با جهانی که این متون در آن به سر می ‌برند، متفاوت است و مثلاً عمدة «مابازاء» های آن ‌ها در امروز یا نابود شده‌ اند یا به رنگی دیگر درآمده‌ اند. حالا این بی‌ خبری در کنار بی ‌همّتی و بی ‌اعتنایی ما با شگفت ‌زدگی و سرگشتگی ‌مان نسبت به درخشش چشم‌ سوز زرق و برق ‌های جهان جدید که عمدتاً وارداتی و نوظهور و ظاهرپسند است، همراه شده است. پیداست تا کجاست ترّقی ما عزیز!.
چنانچه اثر جدید معرفی نشده‌ای چاپ کرده یا در دست چاپ دارید معرفی بفرمایید.
حدود 3-4 سال است که سرگرم تصحیح و آماده ‌سازی یکی از کتاب ‌های مهم ادبی و تاریخی دورة تیموری هستم که بنده از این دست آثار به عنوان تاریخ-تذکره یاد می‌ کنم. این کتاب، نفایس ‌المآثر، نوشتة یکی از ادیبان و مورّخان برجستة ایرانی در دربار اکبرشاه است. نویسنده، میر علاءالدولة حسنی سیفی قزوینی متخلص به کامی، از کسانی است که ناچار شده به دلایلی مانند ناهمسازی مذهبی، ایران را در زمان شاه طهماسب ترک کند و با کاروان هند به آن‌ جا مهاجرت کند. این کتاب با آن ‌که سرشار از نویافته ‌ها در احوال و شواهد شعری و زندگی شعرا و رجال سیاسی این دوره و بعضاً اطلاعات بدیع تاریخی و جغرافیایی هندوستان است و نیز از تذکره‌ های قدیمی و اصیل ادب فارسی است، تا به امروز تصحیح نشده است و این البته جز کم لطفی ادبای ما به این اثر و کلاً ادبیات این دوره به نسخه ‌های ناکافی و ناقص و نامضبوط این اثر نیز باز می ‌گردد. امیدوارم کارهای فنّی آن هر چه زودتر به انجام برسد و بتوانم آن را به محضر پژوهندگان و مخاطبان فرهیخته تقدیم نمایم.
برای شما آرزوی توفیق روزافزون داریم. سپاس از زمانی که در اختیار ما گذاشتید.

منبع: مرکز پژوهشی میراث مکتوب

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۲۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی